مسواک زدن ترکیه داماد انتقال اردوغان

مسواک زدن: ترکیه داماد انتقال اردوغان اسرائیل اسرائیل رجب طیب اردوغان سرزمین های اشغالی

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری تاریخ نفاق در سینمای کشور عزیزمان ایران به احمدی‌نژاد می‌رسد/ فرهنگ و سینما از

در ابتدای دهه 80 با آمدن محمود احمدی‌نژاد شیب تحولات و فضای سیاسی کشور بسیار تند می‌شود و فرهنگ و هنر تبدیل به یک عنصر درجه دوم و سوم می‌شود و کسانی وارد این عر

تاریخ نفاق در سینمای کشور عزیزمان ایران به احمدی‌نژاد می‌رسد/ فرهنگ و سینما از

مجید مجیدی: تاریخ نفاق در سینمای کشور عزیزمان ایران به احمدی نژاد می رسد/ فرهنگ و سینما از دست دولت روحانی رها شده است

عبارات مهم : ایران

در ابتدای دهه 80 با آمدن محمود احمدی نژاد شیب تحولات و فضای سیاسی کشور بسیار تند می شود و فرهنگ و هنر تبدیل به یک عنصر درجه دوم و سوم می شود و کسانی وارد این عرصه می شوند که نه صلاحیت دارند و نه شناختی از این حوزه.

مجید مجیدی اعتقاد است که دولت روحانی راجع به فرهنگ اشتباه فاحشی کرد ولی عملکرد دولت احمدی نژاد فاجعه بود. در دوره روحانی، فرهنگ مساله اول نبود و عملکرد دولت احمدی نژاد در حوزه فرهنگ و سینما باعث شد گروه های ماشین مانند قارچ سمی در سینما رشد کنند و پول های سرگردانی وارد سینما شود که مشخص نیست از کجا وارد سینما شده است اند.

به گزارش ایلنا، مجید مجیدی یکی از کارگردان های آشنا شده است ی سینمای کشور عزیزمان ایران است که با نخستین آثارش علاوه بر استقبال مخاطبان داخلی، در سطح بین المللی نیز خود را به مخاطبان شناساند. بعد از ساخت فیلم “محمد رسول الله” کشورهای مختلفی از مجیدی جهت ساخت فیلم دعوت کردند که او درنهایت دعوت کشور هند را قبول کرد. مجیدی به دعوت یک شرکت معتبر فیلمسازی در هند فیلم سینمایی “آن سوی ابرها” را در این کشور ساخت. “آن سوی ابرها” نخستین تجربه جدی یک سینماگر ایرانی در تولید یک محصول یکسان با یکی از بزرگترین کشورهای صاحب سینماست. در گفتگوی پیش رو مجیدی از واقعیت سینمای هند و اوضاع امروز سینمای کشور عزیزمان ایران سخن گفته است.

شما نخستین فیلمساز ایرانی هستید که یک محصول مستقل را در هند و با امکانات آن کشور تولید کردید. سینمای هند از نگاه شما چه نوع سینمایی است؟
سینمای هند دو شکل اساسی دارد؛ یکی صورتی که از بیرون دیده می شود و دیگری اوضاع درونی سینمای هند هست. از بیرون سینما؛ همه تصور می کنند سینمای هند کاملا صنعتی است و توانسته روی پای خود بایستد. البته این حرف تا حدودی درست است ولی مشمول بر همه فیلم ها نمی شود.

در هند سالی سه هزار فیلم ساخته می شود که در نهایت فقط 50 فیلم در اکران پرفروش می شود با این حال مخاطبی که در بیرون از این سینما قرار دارد، تصور می کند همه فیلم ها پرفروش می شود. از طرفی سینمای هند توانسته علاوه بر اکران در داخل کشور، بازارهای دیگری همچون کشورهای اردو زبان را با تمامی شبکه های تلویزیونی و سالن های سینمایی اش به دست آورد.

به این ترتیب که فیلم های هندی در پاکستان، بنگلادش، سریلانکا، افغانستان و فیلیپین، مالزی، اندونزی و… به نمایش درمی آیند. این یعنی با وجود آنکه هند حدود یک میلیارد و 300 میلیون نفر جمعیت دارد، کاملا وابسته به جمعیت خود نیست و توانسته بازارهای خارج از کشور را نیز به دست بیاورد. این بازار نیز به وسیله کمپانی ها فراهم شده است اند. یعنی ابتدا کمپانی ها؛ سالن هایی را در کشورهای دیگر اجاره کردند و فیلم هایشان را نمایش دادند و بعد؛ آرام آرام آن کشورها متقاضی فیلم های هندی شدند.

80 درصد فیلم های هندی به سوددهی نمی رسند
این یعنی زیاد فیلم های هندی در همین کشور به سوددهی نمی رسند و بخشی از آنها در خارج اکران می شود؟ در چنین وضعیتی این سینما چگونه به حیات خود ادامه می دهد؟
تقریبا 80 درصد از آثار تولید شده است در طول اکران به سوددهی نمی رسند و به اصطلاح در باکس آفیس رتبه ی خوبی ندارند. آنچه باعث حفظ حیات سینمای هند شده است به دست آوردن بازارهای دیگری همچون شبکه های ماهواره ای، اکران در کشورهای منطقه و شبکه های اینترنتی هست. به عنوان نمونه شبکه ای مانند نت فلیکس بسیاری از آثار سینمای هند را می خرد و پخش می کند. ساخت یک فیلم با بودجه کم؛ حدود یک الی چهار میلیون دلار سرمایه نیاز دارد. به همین علت به دست آوردن بازار جهت همه فیلم ها در هند بسیار مهم است.

نقش دولت در سینمای هند چیست؟
کمک دولت زیاد در بخش سینمای تجربی و سینمای دانشجویی خلاصه می شود. توصیه ای که راجع به سینمای هند اهمیت دارد؛ رابطه این سینما با زبان هست. در کشور هند به چندین زبان متفاوت همچون هندی، اردو، تامیلی و پنجاب و… صحبت می شود و بعضا فیلمی که به زبان تامیلی ساخته می شود؛ فقط جهت یک بخش هایی از هند جالب است و به عنوان نمونه در بمبئی و دهلی با استقبال مواجه نمی شود. حتی سوپراستارها متفاوت هستند به عنوان نمونه شاهرخ خان که جهت ما بخش زیادی از هند آشنا شده است هست، در ایالت هایی که به زبان تامیلی صحبت می کنند، طرفدار ندارد.

جشنواره جهت سینمای تجاری اهمیت ندارد
به نظر می رسد سینماگران هندی و سینمای هند مانند ما به جشنواره های جهانی آنگونه که باید اهمیت نمی دهند؟
سینمای تجاری هند اصلا به جشنواره ها فکر نمی کند و فقط بخشی از این سینما که نوعی سینمای هنری و تجربی ست؛ نیم نگاهی به جشنواره ها دارد ولی مانند ما و سینمای ما خیلی در جشنواره ها دیده نمی شوند.

ویژگی مهم در هند این است که اگر اثر شما فیلمی نباشد که به لحاظ اقتصادی بتواند روی پای خود بایستد، آن فیلمساز سریعا از دور خارج می شود. فیلمسازانی همچون ساتیار جیترای که از یک طبقه ی فرهنگی و مرفه می آیند یا زن میرانایر؛ آثاری ساختند که در بیرون از هند بسیار آشنا شده است است ولی در داخل هند با استقبال خوبی مواجه نمی شوند. فیلمی در هند موفق است که بتواند به فروش خوبی برسد و فیلم های هنری جایگاهی در اقتصاد سینمای هند ندارند.

سینما جهت هندی ها از نان شب واجب تر است
در این صورت نقش فرهنگی و اجتماعی این سینما با توجه به بافت جمعیتی و اوضاع اقتصادی مردم هند چگونه بروز پیدا می کند؟
سینما جهت مردم هند مانند یک رویاست و زیاد مخاطبان به سینما می روند تا رویاهای خود را روی پرده ببینند. در هند یک شکاف طبقاتی و فقر وحشتناک وجود دارد و افراد در طبقات مختلفی زندگی می کنند. گروهی از آنها بسیار فقیر هستند و با این فقر نیز کنار آمده اند. در این نوع زندگی، افراد هیچ راه نجاتی جهت خود نمی بینند و شکل زندگی خود را پذیرفته اند. در این میان تنها عنصری که آنها را به آرامش می رساند، موسیقی و سینماست. سینما جهت این گروه نقش مُسَکِن و مخدر را دارد و مخاطبان همه ذهنیت و رویای خود را در سینما می بینند. به همین علت ما در زیاد فیلم های هندی شاهد قهرمان پروری های اغراق آمیز و امیدهای غیرواقعی هستیم و فیلم ها نیز با یک آخر خوش غیرقابل باور به انتها می رسند.

سینما یک وجه روانکاوانه و تراپی جهت مردم هند دارد و کاری که این سینما با مردم می کند، مانند تاثیری است که مواد مخدر روی فرد مصرف کننده دارد. سینما جهت بیشترِ هندی ها فقط شکلِ سرگرمی ندارد بلکه مانند یک مخدر؛ آنها را ساعاتی از دنیای واقعی جدا می کند. می توان گفت مردم در هند به سینما معتاد شده است اند. امروز یک فرد عادی در هند روزانه 500 روپیه درآمد دارد درحالی که قیمت بلیت سینما 120 تا 200 روپیه هست. این مساله نشان می دهد سینما جهت مردم هند از نان شب هم واجب تر است.

سوپراستارهای هند هم از فیلم های هندی خسته شده است اند
نظر فعالان سینما در هند به خصوص سوپراستارها راجع به این سینما چیست؟
من با تعدادی از سوپراستارها در هند در وقت ساخت فیلم «آن سوی ابرها» صحبت کرده ام. می توان گفت که بسیاری از آنها هم از این نوع سینما خسته شده است اند ولی می گویند چاره ای نداریم لیکن مخاطبان این گونه سینما را دوست دارند و اگر غیر از این باشد؛ مردم جهت تماشای فیلم ها به سینما نمی آیند. اینجا سلیقه مردم را نمی توان عوض کردن داد.

یعنی معتقدید گروهی با اهداف مشخص این سلیقه را در سینمای هند حاکم کرده اند؟
نمی خواهم بگویم این سلیقه و این نوع فیلمسازی در هند از جایی هدایت می شود ولی نمی توان نقش نهادهای تصمیم گیری همچون دولت را نادیده گرفت. به هر حال هنگامی که دولت می بیند که نمی تواند همه پرسشها اقتصادی مردم را حل کند و یک رفاه نسبی جهت مردم کشورش به وجود بیاورد، با استفاده از اهرم فرهنگ تلاش می کند دائم به مردم مُسَکِن بدهد و در این راه؛ قهرمان های فیلم ها غیرمستقیم اهداف دولت را دنبال می کنند.

مثلا اگر در فیلمی شاهرخ خان نقش فردی را بازی کند که در فقر به سر می برد ولی در طول فیلم از فقر نجات پیدا نمی کند، قطعا مردم به تماشای آن نمی روند. حال آنکه فیلم های رویاپردازانه هندی به مردم می گوید صبر کنید پرسشها حل می شود. دولت هم با چنین فیلم هایی مردم را تسکین می دهد.

تغییر مدیریت آخرهای دهه هفتاد آسیب جدی به سینما زد
باتوجه به تجربیاتی که شما در سینما داشته اید چه در ساخت فیلم عظیمی همانند محمد رسول الله(ص) یا فیلم آن سوی ابرها یا به علت حضورتان در جشنواره های متفاوت با سینما در کشورهای متفاوت آشنا هستید. به اعتقاد شما مسئله سینمای کشور عزیزمان ایران چیست و آیا این سینما به رشد مطلوب خود نمی رسد؟
مساله مهم در کشور عزیزمان ایران بالاتر از سینماست که فرهنگ و هنر هست. در بخش فرهنگ و هنر مهمترین اصل این است که ما بدانیم باید برنامه بلندمدت داشته باشیم و نمی توان اصلا در طول سه یا چهار سال به نتیجه های خوبی رسید. اگر سینمای کشور عزیزمان ایران در طول دهه 60 و 70 به موفقیت رسید به این علت بود که در آن دهه؛ مسئولان سینمایی و کسانی که سینما را هدایت می کردند، حدود 10 الی 12 سال مدیریت کردند و در این 10 سال بذری را کاشتند و بعد از یک دهه توانستند از آن برداشت کنند. ولی از آخرهای دهه 70 عوض کردن مدیریتی به شکل بنیادین در کشور و سینما شروع شد که آسیب های جدی نیز به سینما وارد آورد.

در دروه احمدی نژاد به دنبال نفاق در میان سینماگران بودند
یعنی شما دهه 60 و 70 را به عنوان دهه های طلایی و دهه 80 را دهه ی بی نظمی در سینمای کشور عزیزمان ایران می دانید؟
دقیقا. در ابتدای دهه 80 با آمدن محمود احمدی نژاد شیب تحولات و فضای سیاسی کشور بسیار تند می شود و فرهنگ و هنر تبدیل به یک عنصر درجه دوم و سوم می شود و کسانی وارد این عرصه می شوند که نه صلاحیت دارند و نه شناختی از این حوزه. و از آنجا که فضای سیاسی بر فضای فرهنگی غالب شده؛ دچار معضلاتی می شویم و مشکلاتی در حوزه فرهنگ به وجود می آید که سال های بعد هم نمی توان آنها را حل کرد. از طرف دیگر گروهی در حوزه فرهنگ به خصوص سینما وارد می شوند که نه تنها دانش و سواد کافی را ندارند بلکه به دنبال انتقام گیری هستند.

آنها با نفی همه چیز به دنبال ایجاد نفاق در میان سینماگران بودند و در حرف؛ دائم شعار حمایت از سینمای ارزشی را می دادند ولی در عمل حتی یک فیلم نیز تولید نکردند که بتواند با استقبال روبرو شود یا در اکران های خارجی مورد اقبال قرار گیرد. می توان گفت آنها با پتانسیل بالایی از کینه وارد سینما شدند و ما شاهد بودیم که از یک طرف به زیرساخت هایی همچون منزل سینما و بنیاد فارابی حمله کردند واز طرف دیگر تخم خشم و نفاق را در بین سینماگران پراکندند. نتیجه آن واکنش‌ها در طول هشت سال باعث شد که ما امروز شاهد یک نابسامانی در همه عرصه ها و به خصوص سینما باشیم. این اتفاق؛ بدبینی اهالی فرهنگ را به همراه داشت و گروه بسیاری از اهالی فرهنگ و هنر در آن دوران یا طرد شدند یا گوشه نشین و عرصه فقط جهت کسانی باز شد که نه سواد داشتند و نه هنری در سینما.

این دوره باعث ایجاد یک انقطاع بزرگ بین دهه ی طلایی سینمای کشور عزیزمان ایران و بعد از آن شد. کسانی که به علت اوضاع سینما در انتهای دهه 70 و بالندگی این سینما نمی توانستند وارد این سینما شوند، در آخرهای دهه 70 از اوضاع زمین بایر سینما سوءاستفاده کرده و وارد سینما شدند و به نوعی صدای ابتذال سینما از آخرهای دهه 70 به گوش رسید.

فرهنگ و سینما از دست دولت روحانی رها شده
وضعیت سینما در دولت روحانی چگونه شد؟
عملکرد دولت احمدی نژاد در حوزه فرهنگ و سینما باعث شد تا گروه های ماشین مانند قارچ سمی در سینما رشد کنند و پول های سرگردانی وارد سینما شوند که مشخص نیست از کجا وارد سینما شده است اند. اگر ما تا پیش از این دلواپس کمبود نقدینگی بودیم؛ امروز به هیچ عنوان این نگرانی وجود ندارد بلکه کسانی که پول را وارد سینما کردند حتی انتظار دارند دولت هیچ کاری نداشته باشد. دولت نیز نمی تواند کاری بکند.

همین امروز هر کسی بخواهد فیلم بسازد؛ نقدینگی در اختیارش قرار می گیرد به شرط اینکه مفهوم و مفاهیم فیلمش هجو و شوخی های سخیف باشد. اوضاع فرهنگ و سینما امروز از دست دولت روحانی رها شده است است لیکن سدی که سال ها جلوی ابتذال ساخته شده است بود در دوره احمدی نژاد شکسته و سیلی جاری شد که همه را با خود برد.

از طرف دیگر به علت پرسشها اقتصادی، فرهنگ و هنر جهت دولت روحانی مساله اول نبود. دولت دایم به دنبال حل پرسشها اقتصادی بود. اگر دولت احمدی نژاد در حوزه فرهنگ فاجعه بود و هیچ درک درستی از این مساله نداشت، در دوره روحانی، فرهنگ مساله اول نبود. اگر اعتقاد باشیم عملکرد دولت احمدی نژاد در فرهنگ فاجعه بود، دولت روحانی راجع به فرهنگ اشتباه فاحشی کرد.

در حالی که درست است که اقتصاد زیربنای همه پرسشها است ولی تا زمانی که فرهنگ اصلاح نشود هیچ مساله ای اصلاح نمی شود. نمی خواهم بگویم مسئولان شرکت سینمایی نمی خواهند یا نمی توانند پرسشها را حل کنند بلکه مساله آنقدر بزرگ است که از دست آنها خارج هست، سینما و تولید فیلم ها در دست یک گروهی است که آنها نیز فقط به دنبال حقنه کردن یک نوع سینما هستند.

به اعتقاد شما راه حل از بین بردن پرسشها چیست؟
من هر لحظه به رغم همه مشکلاتی که وجود داشته و مشکل هایی که امروز اهالی سینما و مردم تحمل می کنند، به امید اعتقاد داشته ام و اعتقاد دارم می توان از داخل بدنه سینما با یک عزم جزم پرسشها را حل کرد. اگر فقط منتظر باشیم تا دولت پرسشها را حل کند هیچ مساله ای حل نمی شود. باید یک اتحاد در بین سینماگران به وجود بیاید ولی متاسفانه بعضا رفتارهایی می بینیم که نه تنها این اتحاد را تقویت نمی کند بلکه باعث تفرقه می شود.

من خیلی ناراحت شدم هنگامی که دیدم گروهی از سینماگران بیانیه های شدیدی علیه رضا میرکریمی و جشنواره جهانی فیلم فجر نوشته اند لیکن رضا میرکریمی جزء سرمایه های سینمای کشور عزیزمان ایران است و می توانست به جای برگزاری یک جشنواره جهت خودش فیلم بسازد. نامه ای که گروهی علیه میرکریمی نوشتند بسیار ناجوانمردانه بود. البته می توان راجع به عملکرد هر فرد و هر جشنواره ای انتقاد کرد ولی اینکه بیانیه بدهیم درست نیست.

چرا ما نباید از موفقیت سینماگران ایرانی خوشحال باشیم؟ آیا باید گروهی در کشور عزیزمان ایران از اینکه فیلم اصغر فرهادی در کن مورد استقبال منتقدان قرار نگرفته؛ خوشحال می شوند؟ آیا باید هنگامی که حاتمی کیا حرفی را می زند گروهی مسلسل وار شروع به تخریب وی می کنند و به دنبال زدن ریشه او هستند؟
درحالی که سینمای جنگ ما با حاتمی کیا شروع شده، همانطور که موفقیت های سینمایی ما با اصغر فرهادی پررنگ تر شد، بعد ما باید این بخل و حسد را کنار بگذاریم و ابتدا خود را اصلاح کنیم و بعد به دنبال اصلاح سینما باشیم. ما باید قدر سرمایه های خود را بدانیم. راه درمان سینما در درون خود سینماست و طبیبی از بیرون وجود ندارد.

تاریخ نفاق در سینمای کشور عزیزمان ایران به احمدی‌نژاد می‌رسد/ فرهنگ و سینما از

عصرایران

واژه های کلیدی: ایران | سینما | فرهنگ | ایرانی | سینمای | جشنواره | جشنواره | سینمایی | سینماگران | سینمای هند | احمدی نژاد

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs